یکم در هم بر هم

1-یه سریا هستن که فکر می کنن حال منو نوشته هام یکیه ! باید از همین تریبون اعلام کنم که بله ! شما دوست عزیز درست فهمیدید! من مطابق به حال اونروزم مینویسم و کسی رو موضف نمی کنم که نوشته های حالم رو بخونه !

2-ازدواج کردن مثل این میمونه که از چاله در بیای بیوفتی تو چاه ! والا ! مگه غیر از اینه ؟!

3-برای یکی از دوستان جدیدم از شیطنتای پارسال با اکیپمون داشتم تعریف میکردم بعد پوکر فیسِ ش شده بود یه دهن باز با چشمای دایره شده !

4-آها چهارمین چیزی که ذهنمو درگیر کرده بود اینه که :

آیا دانش آموزان دیگه هم مثل من معتقدن روی برگه های امتحان شون جای مناسبی برای قهوه ای کردنه یا از اون دسته آدمایی هستن که معتقدن دستشویی فقط مختص قهوه ای شدنه ؟!

شما جزء کدوم دسته هستید ؟!

 

پ.ن1:تنهایی رو یادم نده !

پ.ن2:به این جدایی عادتم نده !

پ.ن3:در این خونه رو دوباره غم زده !

پ.ن4:خدا بد نده :)

۱۹:۰۶

فقط کمی استراحت !

خسته ام

اما

کم نیاوردم

راه ادامه داره

و من امیدوارم به ادامه ی این راه

قفط اجازه بده که

کمی استراحت کنم

لطفا !

 

پ.ن1:چای داغی که دلم بود به دستت دادم آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم

پ.ن2:می پرم دلهره کافیست خدایا تو ببخش خودکشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش

 

۱۸:۳۳

زندگی

 

 زندگی

      رنگ خیال

              برزخ  تصویر خواب بود !

*سهراب سپهری

۱۱:۱۵

خواب رویا آینده

لباسی نیم تنه ی سفید و کوتاهی بر تن دارم که بلندی اش حتی به بالای زانواَم هم  نمی رسد

به خود در درون آینه نگاه می کنم دستی به موهای بلند از پشت بسته ام می زنم و لبخند را چاشنی صورتم با آن آرایش ملیح دخترانه می کنم

احساس می کنم این روزها لبخند هایم رنگ و بویی نو به خودگرفته اند

نفسی عمیق می کشم تا مقداری از شور و شوقم کاسته شود

بوی اسفند دورن اتاق می پیچد و مادرم بالبخند وارد اتاق میشود

 خوشحالم

این روز ها همگی لبخند به لب دارند

خوشحالم

چون پدر و مادرم هم در این خوشبختی سهیم هستند

و خوشحالم که پدرم برای اولین بار کوتاه آمده است

لبخندم طعم بغض به خود میگیرد

دوباره به خودم در آینه نگاه می کنم و دستم را روی لُپَم می کشم

در دلم به .....ی غر می زنم که از فردا شب می شود شریک زندگی ام

امشب همه ی نزدیکان جمع شده اند تا شب قبل از عروسی کمی خوش باشند

فردا شب هم که عروسی ست و ما رسما مال هم میشویم

فقط خدا می داند که چقدر ذوق و شوق دارم و حس می کنم روی ابر ها هستم

هیچ وقت فکرش را نمی کردم که روزی برسد ..... بشود داماد خانواده ما و بشود شوهر عزیز من

آنقدر در خیالات قوطه ور هستم که متوجه حضور ..... نمی شوم

با حضورش رژ لب قرمز روی لبانم به بی رنگی می زندد !

و من خوشحالم

خوشحالم که توانسته ام به عشق زندگی ام برسم

سعی می کنم لبخندم را پنهان کنم

_ یاسمن مامان بلند شو دخترم امتحان داری ساعت 10 ها ! الان سرویس میاد بدو

و این می شود پایان تمام خوشی های شب گذشته با یک رویا در خواب گذشته

پ.ن1:در شب 4/دی/95 این خواب دیده شد !

عکسی برای تصویر ذهنی ات اینجا

پ.ن2:در روز 4/دی/93 منو ترک کرد !

پ.ن3:این خواب هرساله چی میتونه باشه ؟ رویا ؟ کابوس ؟ و یا شاید هم آینده ؟ و کسی جز خدا جوابی براش نداره!

پ.ن4:به جای نقطه چین اسم قرار بده !

پ.ن5:میگن خوابو هر جوری تعبیر کنی همون میشه منم میخوام به فال نیک بگیرمش باشد که رستگار شویم!

 

نه میتونم جلوت این بحث رو بازش کنم

نه میتونم با غم تنهایی سازش کنم

نه غرور اجازه میده به تو خواهش کنم

ولی دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم




۱۷:۵۹

خدایا کدام را می خواهی ؟؟؟

فکر می کنی چرا اسمش را گذاشته اند زمستان ؟

زیرا

هوا بیشتر از همیشه دلش سنگ تر می شود

و

سرد تر می شود

و

به جای شکوه باران

عظمت دانه های برف به نمایش گذاشته می شوند

***********

خدایا در این سرما

دستانمان را رها نکن

که اگر رها شوند

همانند قلب هایمان

یخ می زنند

تو که این را نمی خواهی !

می خواهی ؟!

 

۱۰:۱۹

یلدا مبارک !

قدمی نماده تا پاییز به یغما برود

رنگ قشنگ از کف دنیا برود

هر که معشوقه برانگیخت کوارایش باد

دل ِ تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود

#یلدا_مبارک

خوشحال میشمبه ایستاگرام من سر بزنید  

yasiii_hk

۱۹:۰۰

یادم نمیره تولدت چندِ پاییزه

نمی دانم چرا محکوم هستم

محکوم به " محکومیَت "

پ.ن:مخاطب گذشته ام یادم تو را فراموش !



۱۱:۰۰

تولدم مبارک

اهم اهم

سلام :)

از اتاق فرمان اشاره می کنن روز فرخنده ایه :)

اگه گفتین چرا ؟؟؟

زور نزنین

خودم میگم

بله بله

امروز مورخ 20 آذر 1395 هست

و دیگه اینکه ...

که تولد منه

بله بله

حالا همه دست جیغ سوت هورا

کادو ها فقط یادتون نره 

هعی ...

یه سال پیرتر شدیم رفت !!!

پ.ن:درباره من هم آپ شد

پ.ن: اینم یه آهنگ شاد یکم شاد شین😜👇



۱۱:۵۱

آرامشم تویی ...

آرام قدم بردار

و گه گاهی با همان لبخند آرامش بخشت نظارگر بی حواسی من باش

عشق من برویم درکوچه ای تاریک

می ترسم نور مهتابی توی خیابان رویایمان را خراب کند

آرام قدم بردار

و چتر را ضمیمه ی خوشیمان کن که مبادا سرما اذیتمان کند!

آرام قدم بردار 

می ترسم از این خواب شیرین بپرم

خواهشا

آرام قدم بردار !

پ.ن1:به وسط آذرماه رسیدیم . چه زود ... دلم گرفته :(

۱۲:۰۰

❄برف❄

حال خوبِ امروز

 

اینجا هوا انقدر سرد شده که حد نداره میگن هوا منفی یک درجه اس!

به هرحال فرقی به حال من نداره برای منی که کل زندگیمو یه سردی وصف ناشدنی در برگرفته

امسال هم پاییز پاییزی نکرد اصلا خوب نبارید :(

آدم نمیدونه از این پاییز هم گله کنه یا نه والا به خدا ... این پاییزم دیگه کاراشو درست انجام نمیده

ولی انصافا عوضش برف پاییزی رو شدید به رخمون کشید

پ.ن1:آذر مبارک :)

پ.ن2:یه آهنگ زیبا هم ضمیه ی حال خوبم👇👇⛄❄ ... هه  



 

۱۶:۰۷

✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan