✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

اندر احوالات ریاضی (عشقه)

+حالا هیشی هیشی که نه یه چیزایی یادم میاد:)

سلام

امروز می خوام یکم اندر احوالات خودمو یکی از دوستام درباره ی کلاس ریاضی که می ریم یکم حرف بزنم

(نکته 1 : اسم هردومون یاسمن هست )

مکالمه ما 19 ساعت قبل از کلاس

یاسمن: وای کی می خواد فردا دو ساعت سر کلاس این جمالی بشینه (نکته2: دکترجمالی معلم ریاضی ماست)

من:آره خب ولی من ریاضی رو دوست دارم

مکامه ما 1/30 دقیقه مانده تا اتمام کلاس

من : وای یاسی ساعت چنده ؟ چرا تموم نمیشه خسته شدم

یاسمن: 1/30 دقیقه دیگه مونده .چرا خب من ریاضی رو دوست دارم تو دوست نداری ؟

جلسه بعد(مکالمه ما 1/25 دقیقه دیگه مونده تا اتمام کلاس)

یاسمن : ساعت چنده؟ خسته شدم(در همون حال کشو قوصی هم به بدنش میده)

من:ا تازه 35 دقیقه گذشته چه زود خسته شدی من که عاشق ریاضی ام

پ.ن: یعنی من عاشق این تلافی کردنمونم ، یه دفعه من یه دفعه این

پ.ن.تر: این مطلب به مناسبت امتحان ریاضی شنبه نوشته شده

##

حالا که توجه می کنم ( یعنی الان باره اوله که دارم توجه می کنم ) هر جلسه یکدوممون ساعت مچی میاره

پ.ن.تر.تر: یعنی من خراب این هماهنگیمونم

پ.ن.تر.تر.ترین:من مطمئنم ریاضی بیست میشم (بابا کوه اعتماد به نفس ، بابا پروفسور)با این اوصاف لدفا برام دعا کنید ... امتحان ریاضی دارما

 

 

 

۱۰ نظر
سیّد محمّد جعاوله
۰۶ خرداد ۱۵:۰۸
چه خاطرات شیرینی از ریاضی دارید
من که الان بدم اومده از ریاضی
قبلان باهاش خوب بودم
آره
قبلان

پاسخ :

چرا؟؟؟
ریاضی عشقه :)
امیدوارم بتونید خاطره ی بدتون رو از ذهنتون پاک کنید :)
S҉A҉H҉A҉R҉ ....
۰۶ خرداد ۱۵:۱۹
خخخخخخخخ بیس میشی بخودا بت قول میدم من شب امتحان ریاضی داشتم پس میوفتادم مامانم با گل گاو زبون و چنتا دمنوش درستم کرد توام شب ساعت 12 یک اینا یه دمنوش بزن بخواب فردام پاشو برو امتحانتو خوب بده برگرد خونه قشششششنگ بخواب:)))))

پاسخ :

خخخ ...
باشه 
حتما همین کارو می کنم :)
برنامه نویس جوان
۰۶ خرداد ۱۵:۲۷
من یه بار دبیرستان ریاضی افتادم دیگه بعد از اون ریاضی شیرین ترین و بهترین درسم ریاضی شد.

پاسخ :

الان داشتی ریاضی رو می کبوندی آیا ؟؟
یا داشتی واقعا تعریف می کردی آیا ؟؟؟
برنامه نویس جوان
۰۶ خرداد ۱۵:۴۲
نه واقعا میگم من اول دبیرستان به دلیل شرایط بد مدرسه ریاضی رو تابستون قبول شدم و تعطیلات تابستونم کوفتم شد
ولی از اون به بعد که یک تابستون ریاضی خونده بودم دیگه خوشم اومد الان هم سرگرمیم ریاضیه نشستم محاسبات می کنم همینطور

پاسخ :

😃
Faber Castel
۰۶ خرداد ۱۶:۴۲
خخخخخخخخخخ
عاشق این حسم
دلم واسه یونی تنگ شده :)

پاسخ :

یونی ؟؟؟
.
.
.
خخخخ
ساتیا سخی پور
۰۶ خرداد ۱۸:۰۰
بچه بشین درست

پاسخ :

چشم😁
نویسنده عشق
۰۷ خرداد ۱۱:۰۸
موفق باشی تو امتحان ریاضیت :)


پاسخ :

ممنونم :)
Faber Castel
۰۷ خرداد ۱۱:۳۴
یونی دیگه
منظورم دانشگاست
University :)

پاسخ :

آها ...
Lady cyan ※※
۰۸ خرداد ۱۵:۲۵
ریاضی :(((((((

اصلا دوسش ندارم

پاسخ :

من عاشقشم :))
یاسمن
۰۹ خرداد ۲۲:۱۸
ینی من..
خخ..اره دیگه تو کلاس ریاضی هماهنگ نباشیم کجا باشیم...
اسمامونم هماهنگه دقت کردی?  ;)
می خواستی برای دوستان از سوتیامونم می گفتی تکمیل می کردی....
این دکتر گفتنه ب تو هم سرایت کردا....
خو یکی ب منم بگه دکتر.....

پاسخ :

سوتیا که جای خود دارد :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان