✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

نمی بینم ...

 

چشمانم دیگر نوری برای دیدن ندارد

همه چیز را در نقطه های رنگی می بینم

جام شراب را به صورتم نزدیک کرده و از آن کمی می نوشم

گلویم میسوزد ولی مهم نیست

عقلم کمی بیشتر در جهالت فرو می رود ولی مهم نیست  

مهم این است که دیگر نمی بینم

نمی بینم اورا ولو روتخت با دیگری

 مهم این است که دیگر نمی فهمم

نمی فهمم معنی خیانت را

بس است دیگر نه ؟؟؟!!!

۹ نظر
ارشاویر...
۱۴ بهمن ۲۳:۳۰
نفرت پیدا کردم...
ازخودم.....
از دوستای بی عقلم ک از صد تا دشمن بدترن.....
از درد توی سینه ام.....
از عشقم....عشقش....غرورش...خودخواهیاش....ندیدناش..تظاهراش...من نابود شدم.....
هیچ شرابی درد من و دوا نمی کنه....می خوام چشمام باز باشه و ببینه خیانت عشقم و ...می خوام بفهمه احمق تموم شد...بس کن لعنتی...
Kairii
۲۳ اسفند ۱۰:۱۲
Thank you for sharing your knowledge in this article. I appreciate the vast research you must have done to write this inmanfatiorol content. Your material is compelling, interesting and well-written.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان