✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

مرگ

با اجازه ی وب جمعیت شادی یه شعر ازشون گرفتم تا تو وبم قرار بدم ...

ترمز شدید یک کامیون و تنها ییام

پر شده با نور روشن توی این شب سیام

این خیابون عجیب و دیگه یادم نمیره

چشم مردی که هراسون داد میزد کمک میخوام

رفتم و یه نور روشن توی چشمام لج می کرد

خودشو با اون همه عجیبی ما کج می کرد

یادمه صدای بوق ممتد یه کامیون

یادمه صدای بوق ممتد تو نور و خون

یادمه یه سرمای شدید توی یه جای سرد

یادمه یه ها...  بخار نداشت ،غم بی درد

یادمه لباس سیاهها موقع در اومدن

یادمه گریه مادرم و اون به سر زدن

یادمه رو دستا بودن منو با اون شعار

یادمه غمم نبود کی میاد و چیه نهار

یادمه شلوغیه عجیب اطراف خودم

یادمه غم عجیب مردم و من می دیدم

یادمه بعد یه حموم پوشیدم یه دست لباس

یادمه خاکی ریختن روی من با اون هراس

یادمه پریدنم با ترس از این خواب عجیب

کاش بی تو راست بود این حس غریب

شعر من وصیتم شد به همه

سر خاک من لباس مشکی غمه

غمی نیست اگه سر خاک نبودید

سر خاک من لباس سفید بپوشید

 پ.ن 1 :

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ساعت 4:4

پ . ن 2: با تشکر از وب جمعیت شادی 

۶ نظر
پسر خوشحال
۱۲ دی ۱۰:۲۰
خاطره خنده دارتون یادتون نره
شما صاحب اجازه اید....

پاسخ :

یادم نرفته ...
حتما قرار میدم ... 
:)
نفرمایید سرورید 
زهرا فاطمی
۱۲ دی ۱۰:۵۲
سلام
هراس های لحظه آخر را می توان از بین برد.. بلد هم هستیم ولی نمی دانم چرا اقدامی نمی کنیم. به نظر شما چرا؟

پاسخ :

قدرتشو داریم؟؟؟
رزیتا زارع
۱۲ دی ۱۱:۴۹
خشنگه دنبالم کن

پاسخ :

دنبالی ...
yaser veisy
۱۳ دی ۱۱:۵۷
like
ممنون که سر زدی
دنبالت کردم تو هم دنبال کن ممنون میشم

پاسخ :

:)
ارشاویر
۲۸ دی ۱۶:۱۱
کارم ب جایی رسیده ک قلبم داره سرزنشم می کنه ...
هر چند وقت یک بار هواش  و می کند.... کلافه ام کرده.... 
قلب است دیگر چ می توان کرد......


کاش طوری مرگ نصیبم شود ک تنها داشته ی قلبم برایم اشک بریزد تا چندی این قلب بی فکر من ارام گیرد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان