✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

مقدمه ی رمان پژوا و پژمان 1

مقدمه رمان پژوا و پژمان ...  

... شاید تو دنیا کسایی باشن که ما نمیبینیم ... نه این که نخوایم نبینیم ... بلکه دنیا فرصت دیدنشون رو گرفته ... آدمایی که هر روز با هزاران گناه کنار ما راه می رن ... با ما حرف میزنن ... عاشقمون می شن ... با ما ازدواج می کنن ... اما ما ذاتشون رو نمیبینیم چون ... دنیا کاری کرده که فقط صورت رو ببینیم !!! ما بین این همه آدما گاهی کسایی هم پیدا میشن ... که سادن ... که پاکن مثل آب ... و ما اونا رو هم نمیبینیم چون دنیا یادمون داده صورت رو ببینیم ...!!! آدمایی که به خاطر رفاقت و عشق زیر دست و پا له میشن ...گاهی فکر میکنم ما آدما کوریم ...کور زاده نشدیم ...اما با گذشت زمان یاد میگیریم کور باشیم ...

 

۳ نظر
ناشناس
۲۱ تیر ۰۷:۴۷
سلام سایت خوبی دارید به کریم اهل بیت هم سربزنید و نظر خود را هم بدهید یا علی
emam-hasanmojtaba.mihanblog.com
کامی
۱۷ شهریور ۱۳:۲۸
عالی بود این داستان
Gloriana
۲۲ اسفند ۲۰:۴۹
Way to go on this esyas, helped a ton.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان