✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

مسیر

  • ۱۹:۲۰

در این مسیر

تو عاشقی را به من یاد دادی

و من دل بُریدن را به تو یاد دادم

ببخش

ببخش اگر در این مسیر

هم سفر خوبی نبودم

ببخش

ببخش  

امروز

  • ۲۰:۱۷

دستامون

عزیزِ جانم

میبینی امروزی راکه

چشمانم چشمانت را رصد می کند

و لبانم بدون هیچ آوایی تو را میخواند

امروزی که قلبم به خاطر تو می تپد

و دستانم حصار دستانت را طلب میکند

میخواهم بدانم

از همین امروز ،

تا آخر دنیا

قبول میکنی، دنیایت را با من

شریک شوی؟

 

بدون نشانی :)

  • ۰۰:۰۰

شاید اولش سخته باشه

بودن با کسی که هیچ علاقه ای بهش نداری

اما با گذشت زمان

شیرینی آرامش و با تمام وجودت حس می کنی !

+بوی بارون میزنه 

عطرت تو آغوش منه :)

جنون یا دیوانگی

  • ۱۴:۳۹

هر چقدر هم که فکر کنی

نمی توانی فاصله ی بین جنون و دیوانگی را مانند من درک کنی

دیوانگی یعنی

من با تو

و

جنون یعنی

من بدون تو !

 

آروزهامون :)

  • ۱۵:۴۳

گاهی آرزو می کنم کاش همون دانش آموز کلاس اول ابتدایی بودم با همون آرزو ها و خواسته های بزرگ و هیچوقت هم بزرگ نمی شدم 

کار ما آدما برعکسه !

زمانی که کوچولو موچولو بودیم دلمون میخواست بزرگ میشدیم و می تونستیم فلان کار رو انجام بدیم

حالا که بزرگ شدیم جا تو جاپای پدرو مادرمون گذاشتیم اون آرزوی بزرگ به باد فراموشی سپرده شد و حالا آرزو میکینم کاش کوچولو بودیم با همون آرزو های نرم و نازکمون !

پ.ن:دوست عزیزی که هر روز به صورت ناشناس تیکه های آهنگ برام میفرستی ! خواستم بگم تیکه هایی که تاحالا فرستادی قشنگ بودن! ممنون :)

پ.ن2:و دوست عزیزی که فقط کپی برداری بلدی برو یه کار فرهنگی دیگه یاد بگیر خب ! که به درد مردم هم بخوره! والا!

پ.ن3:جدیدا عکس های هنری که میگیرم میذارم اینستاگرامم!خوشحال میشم شما هم ببینی و یه نظر مبارک هم بزاری تنگش ! اینجا

امید

  • ۱۹:۰۰

 از قدیم گفتن انسان با امید زنده اس

اصلا می دونی ما چند نوع امید داریم؟

یکی که امید جان خودمونه ! همون پسره همسایه روبه روییه ... چه بَرو رویی هم داره.ماشالله ... اصلا کل کوچه یه امید می گن صد تا امید از دهنشون میریزه ... (بی حیا ، اول امید خدا بعد دوم امید درو همسایه )

یه امید دیگه هم داریم که بهش می گن امیدواهی ... هی الکی الکی به طرف امیدوار میشی آخرشم میذاره میره تو می مونی و یه عالم خاطره

یه امید دیگه هم داریم ... امید به این زندگی نکبتی :) اینکه داری می بینی روز به روز همه چیز سیاه تر میشه و داری بیشتر تو عمق بدبختی و فلاکت غرق میشی باز صبح ها با یه لبخند ژکوند بیخیال دنیا دستاتو از دو طرف باز می کنی و یه کِشو قوصی به اون هیکل پر از عیب و نقصت میدی

این میشه یکی از مزخرف ترین امیدهای موجود مثل دایناسور هایی که با چشم خودشون فرود اومدن یه شهاب سنگ به محل زندگیشونو می بینن و فقط گردن می کشن و اون برگ های تلخو با نشون دادن دندوناشون می خورن !

یه امید دیگه هم داریم که اگه این امیدو پلنگ صورتی داشت ببر بنگال میشد !

در انتها هم آرزو می کنم امیدهاتون مثل هیچکدوم از این امید هایی که ذکر شده نباشه :) 

گل و پروانه-2

  • ۱۷:۰۰

پروانه چرخید

 چرخید و چرخید تا بال هاش زیر نور خورشید بدرخشه

تا بدرخشه و دل گل و بلرزونه

ولی پروانه بیچاره نمی دونست که گل دل نداره !

وتمام این تلاش ها بیهوده بود...

داریوش:دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره

پ.ن:انقدر ذهنم درگیر هس که یادم رف چهار اردیبهشت تولد وبم بود .با یه روز تاخیر دوسالگی تو _وب عزیزم_تبریک میگم

 

هنوزم عاشقتم ...!

  • ۰۲:۰۰

چشماتو میبندی تا برق نگین انگشتر یارِشو نبینی

گوشاتو میگیری تا دوسِت دارم هاش به دیگری رو نشنوی

بغض میکنی تا تارشَن دیدت!

دستاتو روی لبات فشار میدی تا بتونی هق هقِتو خفه کنی

زانو می زنی تا لرزش زانوهات رسوات نکنه!

ولی خبر نداری که قیافه ی زارت دلتو لو میده

#چجوری_میشه_خنده_رو_لبا_پا_بذاره

#به_جایی_رسیدم_که_با_هیچکی_حرفی_ندارم

#بازم_بیخوابی_:)

#چقدر_خوب_میشد_پام_لبه_پرتگاه_گیرکُرنه_و_بیوفتم_تا_از_نو_شروع_کنم

#خسته_ام_از_این_خونه_که_روی_آوارهای_زندگی_دیگری_درسته_شده 

برادر ... !

  • ۲۲:۴۹

چقدر سخته

 که میخوای دلیل بیاری که عاشقش نیستی

که ذکر و روز و هفته ات میشه که عاشقش نیستی

سعی می کنی هی دلیل بیاری

ولی دلیل هاتم فقط به درد گول زدن بچه ها می خوره

هی به خودت میگی نه

مثل داداشت دوسش داری

هی میگی اون بهم میگه آبجی

هی میگی من بهش میگم داداشی

ولی این دلِ نفهم نمیفهمه !

نفهمیدی کی عاشق شدی

ولی

عاشق شدی

و چقدر سخته این اعتراف ...

 

همین است زندگی

  • ۲۳:۰۰

به میز تکیه دادم و دستامو به بازی گرفتم . در همین حین گفتم :

_عاشقش بودم.الان دیگه نمی دونم چه حسی نسبت بهش دارم.شاید دوست داشتن،شاید دلتنگی،شاید نگرانی و یا شاید ...

سرمو پایین می ندازم و ادامه میدم :

_ بی تفاوتی ...

گفت:مطمعنی براش جایگزینی انتخاب نکردی؟آخه خصلت ما آدما همینه ... بعد از اینکه طرف میره ، یا تو تنهایی هامون باهاشیم یا میریم طرف اون کسی که ما رو یاد اون میندازه ؛ بعدشم که با اون و لحظه های گذشته خاطره بازی می کنیم ! از آینده و اتفاقات پیش رو هم که کلا بیخبریم ... اصلا به نظر من زندگی دست خوش حوادثیِ که همه به هم ربط دارن شاید یه حکمتی بود تا عاشقش بشی تا راه جدیدی به سمت و سوی تو باز بشه و شاید قرار بود از این عاشقی درس صبر و بردباری بگیری _باخنده ادامه  داد_که البته فکر نکنم تو اصلا ازش درسی گرفته باشی . کسی چه می دونه!بیخیالش شو زندگی تو کن!

ترسیدم حرفی بزنمو بفهمه که دارم از بغض خفه میشم . فقط تونستم بگم : الان حتی دیگه نمی دونم زندگی کردن یعنی چی ؟!

_خیلی ساده اس . یعنی خودت بودن و رقصیدن به ساز خودت بدون توجه به ساز و آواز دنیا ! به قول معروف همین است زندگی 

+چه زود گم میکنیم اما

عجب بن بست تاریکی ! 

۱ ۲ ۳ . . . ۹ ۱۰ ۱۱
برو دورِ دور
تا راهِ برگشتنو گم کنی
کوچه های بن بست
مسیرِ خاطرات مُردست
ببین که جمعه ــَست بینمون
کسی نموند جز آسمون
آسمون
بذار برات ببارمو
ببین چه فصلی دارمو
خاموش بکن ستارمو ...

#مهدی_یراحی
_________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________

دلم برات تنگه
سرِ تو با دلم جنگه
بمونی پیشم
همونی میشم
که تو میگفتی
تو که نیستی
منَمو چشمای خیس
تو که نیستی
یعنی هیچ کسی نیست
جای خالیت تو خونه جا نمیشه
تو که نیستی
منمو خاطره هات
تو که نیستی
بمیرم واسه چشات
دیگه هیچ کی مثلِ تو پیدا نمیشه

#محمدرضا_گلزار
______________________________

* یه نکته * کپی برداری حرام و پیگرد الهی دارد




Designed By Erfan Powered by Bayan