✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

مترجمِ فارسی

  • ۲۲:۴۵

 

بعضی کلمات هستن که انگار معادله فارسی ندارن واسه نوشتن! مثلا میخوای بنویسی اسکیرین شات[درست نوشتم؟؟!!] هزاربار بالا و پایین می کنی که یه وقت خدایی ناکرده اشتباه ننویسی.

یا مثلا voice  هنوز که هنوزه من نمی دونم voiceو چطوری به فارسی بنویسم. معادله فارسی هم داره "صدا" نمی گم نداره ولی خب از اونجایی که همه درجریان هستیم voice با کلاس ترِ !

بعضی کلمات دیگه هم هستن که اگه به انگلیسی ننویسن نمی تونیم به فارسی تلفظ کُنیمِشون ! مثلا اگه به شمال کشور سفر کرده باشید هر چقدر به طرف مناطق روستایی و ییلاقی که پیش برید متوجه میشید که خودِ شمالی ها هم تو تلفظ این کلمات مشکل دارن مگر اینکه اهل همون روستا باشن:|

حالا مثلا گردشگر ها که از استان های دیگه میان یا باید واژه یابِ متصل به گوگل داشته باشه و یا اینکه مجبورن تابلوهای کج و ماوج بین راهیو به زور بخونن!والا!

با این اوصاف فکر کنم ما خودمون بیشتر از کشور های دیگه نیاز به فینگیلیش و یا به عبارت دیگه انگلیسی چنج کرده ی خارجی ها نیاز داریم !

پ.ن:شاید تاسف،شاید خنده!

 

وانمود

  • ۱۱:۵۴


 

نَدونستن بهترین کاریه که یه آدم برای فرار از سختی ها در نظر میگیره !

مثل من که وانمود میکنم نمی دونم چه مرگمه !

اما من بهتر از هر کس دیگه ای میدونم که داره توی مغز واموندم چی میگذره من بهتر از هر کس دیگه ای میدونم که دارم چه گندی میزنم به زندگی حال و آینده ام ....

 

دل مردگی !!!

  • ۱۵:۵۶

اینجا نیز

همانند قلبم چندیست که بوی دلمردگی میدهد

ذهنت که خسته باشد همین می شود

نه واژه ها کنارهم ردیف میشوند

و نه راه حل نابی به ذهنت میرسد

فقط میخواهی بخوابی و یا حتی

برای هفته های متوالی از آدم های دور و برت فاصله بگیری

پ.ن:اگر فردی روانه ی آسایشگاه روانی بشود چه می گویید؟ جواب دهید لطفا !

خستگی !!!

  • ۱۲:۲۶

دو نوع خستگی داریم:

نوع اول نیاز مفرط به خوابه

و

نوع دوم نیاز مفرط به آرامشه !

پ.ن:امیدوارم کار کسی لنگ آرامش نشه ! آرامشو براتون خواهانم

پ.ن2:رمان من پیش از تو رو خوندم .رمان پس از تو رو هم یکمشو خوندم یه جاییش نوشته بود من چطور به اینها بفهمونم که تو این مدت کم عاشقش شدم ؟؟! شاید خیلیا این تیکه از رمانو درک نکنن ولی من دقیقا اون جا بود که اشکام سرازیر شدن چون درد منم همینه :( در کل پیشنهاد می دم بخونیدشون قشنگن :)

 

زندگی

  • ۱۱:۱۵

 

 زندگی

      رنگ خیال

              برزخ  تصویر خواب بود !

*سهراب سپهری

تجویز

  • ۲۰:۲۰

خدایا نمی دانم برایم تلخ گریستن را تا چند وقتِ دیگر تجویز کرده ای ...

ولی بدان ...

تجویزت هرگز تلخ تر از حرف های گزافه گوی بنده هایت نیست ... 

تنهایی

  • ۱۹:۱۹

دیگه بدم میاد از صفحه مجازی

دیگه خسته شدم از اینکه دردامو تو پست هام خلاصه میکنم و تو وب قرار می دم

دلم می خواد یه آدم واقعی کنارم بشینه تا بتونم باهاش دردو دل کنم

ولی

بدیش اینه که به مجازی ها بیشتر میشه اعتماد کرد تا به واقعی ها

واقعا چرا اینجوری شدیم ؟؟؟

 

ریاضی عشقه 2

  • ۲۱:۰۰

  

سلام دوستان :) یادتونه یه پست درباره ریاضی گذاشته بود خب این ادامه اون پست هست البته از زبون دوست خوبم " یاسمن جان " (کسی هم خواست پست قبل رو ببینه اینجا کلیک کنه)

خوب خوب خوب...سلام ...یاسمن هستم دوست این یاسمن خانم شما....

 

طبق خواسته ی یاسی میخوام براتون بگم از سوتی های ما دوتابوق سر کلاس :) و کلا چیزای مربوط به خودمونه

1.فک کنم  جلسات اول بود اره جلسات اول کلاس بود.استاد ما عادت داشت از مون میپرسید که مدرسه کجای کتابیم ک مثلا مبحث درس و با مدرسع تنظیم کنه.تو کلاس پرسید (مدرسه کجایید)منم خیلی شییییک گفتم مدرسه ی نمونه دولتی مرحوم مهندس... .خیلی هم با اعتماد بنفساااا ... بعد اقااای استاد میگفت منظورم درس مدرسه بود .بعد در عین گاویت سرمیانداختم پایین[دور از جونش ... خخخ ] یاسی با هر هر جواب معلم و میداد. ینی ضایه میشدیمااا...ن اخه جان من شما بودید اشتباه نمیکردید . البته بماند که این اشتباه دو سه بار تکرار شد و منم بوق میشدم سر کلاس و ... این معلم گرامی هم ب خودشون زحمت دادن این کلمه ی درس و به جمله اضافه کردن تا جوون مردم اینقدر ضایه نشه...من نمی دونم اینقدر سخت بود از اول همین جمله رو میگفتننن [حرص نخور موهات میریزه ها !!! ]اه بماند که این وبلاگ نویس شما چه هر هری را میانداخت . دختره ی بوق . اینم دوسته ما داریم. هعی ازون به بعد عین آدم ساکت میشدم یاسی جواب میداد . من دیگه ...بکنم جواب سوالای غیر ریاضی رو بدم.

گیردادن مامانا

  • ۱۳:۵۸

 دقت کردین دارین درس میخونین مامانه بهتون سر نمیزنه ...

ولی وقتی یه لحظه گوشی دستتون بگیرین مامانه میاد ببینه دارین چیکار میکنین ...

اونوقته که به شما گیر بده و بگه همش دستت این ماسماسکه مگه درس نداری تو ؟؟؟ خسته نشدی همش این دستته ؟؟؟

پ.ن:میلاد علی اکبر و روز جوان مبارک :)

 

هراس _ حراص

  • ۱۵:۱۴

هراس

 

هراس _ حراص

حراس ؟

هراس؟

ویا هراص ؟

گاهی آنقدر درگیر هراس هایت می شوی که یادت می رود هراس چگونه نوشته میشود !!!

برو دورِ دور
تا راهِ برگشتنو گم کنی
کوچه های بن بست
مسیرِ خاطرات مُردست
ببین که جمعه ــَست بینمون
کسی نموند جز آسمون
آسمون
بذار برات ببارمو
ببین چه فصلی دارمو
خاموش بکن ستارمو ...

#مهدی_یراحی
_________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________

دلم برات تنگه
سرِ تو با دلم جنگه
بمونی پیشم
همونی میشم
که تو میگفتی
تو که نیستی
منَمو چشمای خیس
تو که نیستی
یعنی هیچ کسی نیست
جای خالیت تو خونه جا نمیشه
تو که نیستی
منمو خاطره هات
تو که نیستی
بمیرم واسه چشات
دیگه هیچ کی مثلِ تو پیدا نمیشه

#محمدرضا_گلزار
______________________________

* یه نکته * کپی برداری حرام و پیگرد الهی دارد




Designed By Erfan Powered by Bayan