✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

دل مردگی !!!

اینجا نیز

همانند قلبم چندیست که بوی دلمردگی میدهد

ذهنت که خسته باشد همین می شود

نه واژه ها کنارهم ردیف میشوند

و نه راه حل نابی به ذهنت میرسد

فقط میخواهی بخوابی و یا حتی

برای هفته های متوالی از آدم های دور و برت فاصله بگیری

پ.ن:اگر فردی روانه ی آسایشگاه روانی بشود چه می گویید؟ جواب دهید لطفا !

۷ نظر

خستگی !!!

دو نوع خستگی داریم:

نوع اول نیاز مفرط به خوابه

و

نوع دوم نیاز مفرط به آرامشه !

پ.ن:امیدوارم کار کسی لنگ آرامش نشه ! آرامشو براتون خواهانم

پ.ن2:رمان من پیش از تو رو خوندم .رمان پس از تو رو هم یکمشو خوندم یه جاییش نوشته بود من چطور به اینها بفهمونم که تو این مدت کم عاشقش شدم ؟؟! شاید خیلیا این تیکه از رمانو درک نکنن ولی من دقیقا اون جا بود که اشکام سرازیر شدن چون درد منم همینه :( در کل پیشنهاد می دم بخونیدشون قشنگن :)

 

۶ نظر

زندگی

 

 زندگی

      رنگ خیال

              برزخ  تصویر خواب بود !

*سهراب سپهری

۸ نظر

تجویز

خدایا نمی دانم برایم تلخ گریستن را تا چند وقتِ دیگر تجویز کرده ای ...

ولی بدان ...

تجویزت هرگز تلخ تر از حرف های گزافه گوی بنده هایت نیست ... 

۱۱ نظر

تنهایی

دیگه بدم میاد از صفحه مجازی

دیگه خسته شدم از اینکه دردامو تو پست هام خلاصه میکنم و تو وب قرار می دم

دلم می خواد یه آدم واقعی کنارم بشینه تا بتونم باهاش دردو دل کنم

ولی

بدیش اینه که به مجازی ها بیشتر میشه اعتماد کرد تا به واقعی ها

واقعا چرا اینجوری شدیم ؟؟؟

 

۱۷ نظر

ریاضی عشقه 2

  

سلام دوستان :) یادتونه یه پست درباره ریاضی گذاشته بود خب این ادامه اون پست هست البته از زبون دوست خوبم " یاسمن جان " (کسی هم خواست پست قبل رو ببینه اینجا کلیک کنه)

خوب خوب خوب...سلام ...یاسمن هستم دوست این یاسمن خانم شما....

 

طبق خواسته ی یاسی میخوام براتون بگم از سوتی های ما دوتابوق سر کلاس :) و کلا چیزای مربوط به خودمونه

1.فک کنم  جلسات اول بود اره جلسات اول کلاس بود.استاد ما عادت داشت از مون میپرسید که مدرسه کجای کتابیم ک مثلا مبحث درس و با مدرسع تنظیم کنه.تو کلاس پرسید (مدرسه کجایید)منم خیلی شییییک گفتم مدرسه ی نمونه دولتی مرحوم مهندس... .خیلی هم با اعتماد بنفساااا ... بعد اقااای استاد میگفت منظورم درس مدرسه بود .بعد در عین گاویت سرمیانداختم پایین[دور از جونش ... خخخ ] یاسی با هر هر جواب معلم و میداد. ینی ضایه میشدیمااا...ن اخه جان من شما بودید اشتباه نمیکردید . البته بماند که این اشتباه دو سه بار تکرار شد و منم بوق میشدم سر کلاس و ... این معلم گرامی هم ب خودشون زحمت دادن این کلمه ی درس و به جمله اضافه کردن تا جوون مردم اینقدر ضایه نشه...من نمی دونم اینقدر سخت بود از اول همین جمله رو میگفتننن [حرص نخور موهات میریزه ها !!! ]اه بماند که این وبلاگ نویس شما چه هر هری را میانداخت . دختره ی بوق . اینم دوسته ما داریم. هعی ازون به بعد عین آدم ساکت میشدم یاسی جواب میداد . من دیگه ...بکنم جواب سوالای غیر ریاضی رو بدم.

ادامه مطلب ۱۲ نظر

گیردادن مامانا

 دقت کردین دارین درس میخونین مامانه بهتون سر نمیزنه ...

ولی وقتی یه لحظه گوشی دستتون بگیرین مامانه میاد ببینه دارین چیکار میکنین ...

اونوقته که به شما گیر بده و بگه همش دستت این ماسماسکه مگه درس نداری تو ؟؟؟ خسته نشدی همش این دستته ؟؟؟

پ.ن:میلاد علی اکبر و روز جوان مبارک :)

 

۱۱ نظر

هراس _ حراص

هراس

 

هراس _ حراص

حراس ؟

هراس؟

ویا هراص ؟

گاهی آنقدر درگیر هراس هایت می شوی که یادت می رود هراس چگونه نوشته میشود !!!

۱۱ نظر

یادآوری ...

یادمان باشد اعتماد المثنی ندارد

                                              " حسین پناهی "

ولی اعتماد به خدا ...

نکته : جمله بالا رو کامل کنید 

۸ نظر

همیشه ...

بالاخره یه نفر هم عقیده ی من پیدا شد ...

دیالوگ خانم ترانه علیدوستی در قسمت 14 سریال شهرزاد :

همیشه اونجور که ما فکر می کنیم نمیشه ...

۴ نظر
درباره من
کمی قهوه ...
با طمع ...
مرگ ...
می خواهم این روز ها ...
__________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________
* یه نکته * می دونم این چند روز زیادی چرتو پرت می گم شما به بزرگی خودتون ببخشید
* نکته دوم * کپی برداری حرام و پیگرد قانونی دارد


نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان