✘ کاج برفی ✘

اینجا یه دل دخترونه تشریح میشه !!!

مسیر

  • ۱۹:۲۰

در این مسیر

تو عاشقی را به من یاد دادی

و من دل بُریدن را به تو یاد دادم

ببخش

ببخش اگر در این مسیر

هم سفر خوبی نبودم

ببخش

ببخش  

امروز

  • ۲۰:۱۷

دستامون

عزیزِ جانم

میبینی امروزی راکه

چشمانم چشمانت را رصد می کند

و لبانم بدون هیچ آوایی تو را میخواند

امروزی که قلبم به خاطر تو می تپد

و دستانم حصار دستانت را طلب میکند

میخواهم بدانم

از همین امروز ،

تا آخر دنیا

قبول میکنی، دنیایت را با من

شریک شوی؟

 

ساعت به وقت مردن است !

  • ۱۲:۲۱

 طلوع و غروب هایی ست که دیگر با تو به سر نمیشود

کافه هاییست که هرگز طعم آغوشت را نچشیده اند

و خانه ی جدیدمان عطر حضور تو را کم دارد

اینجا

فنجان هاییست که دیگر لمسشان نمی کنی

دیوارهاییست که در حسرت قاب عکس جدیدت سال میگذرانند

این خانه قهقه های مستانه ات را کم دارد

اینجا پُر است از حرف های ناگفته ی بین منو تو

شانه ی سرت هنوز هم اینجاست

و بالشت ، موهای پر کاغی ات را کم دارد

اینجا همه و همه دلتنگ تواند

برگرد

برگردو نگذار دلِ تنگم را فریاد بزنم

نگذار زیر تابوت ات زانو بزنم

اینجا بدون تو ساعت به وقت مردن است ! 

پ.ن:به زودی به نظرات پاسخ داده میشود !

  • ۲۹

عابر پیاده

  • ۲۰:۴۰

من امروز عابری تنها هستم

دستانم سردتر از همیشه است و این سردی هر رهگذری را آزرده خاطر میکند 

اما من از این سردی غافلم 

غافل از اینکه این سردی حتی در کوچه های خرابه ی قلبم نیز رخنه کرده است 

همان کوچه هایی که تا دیروز تک چراغ سوگلی اش روشن بود 

اما حالا به مخروبه ای بیش شبیه نیست

و به جای آن کوچه پس کوچه های زیبا یک عالم حسرت و خرابی باقی مانده است برای این دل

حالا فقط من همان تک رهگذر قلبم هستم ...

  • ۵۵

مجرم خودش را معرفی کند !

  • ۱۹:۰۱

و اینک پنج روز از این واقعه می گذرد !

برای خواندن این خبر به ادامه مراجعه فرمایید آرام

زمان : 15 تیر (دقیقا یک روز بعد از گذاشتن پست وانمود)

موقعیت: در حالی که زیر باد مستقیم کولر لم داده بودم تصمیم گرفتم سری به همنشینان و دوستان مجازی در بیان بزنم 

دیدن پست مشکوک : گوشی به دست وارد پنل کابری شدم و با 6 پیام جدید مواجه شدم که از آن 6 عددِ ناقابل دوتاش خصوصی بودن! یکی از پیام خصوصی ها به شرح زیر بود :l

عکس

 

طرح معادله چند مجهولی : از اونجایی که بنده همیشه خسته ام گفتم بیخیال ولی بعد حس کنجکاوی اذیت نموده و اندکی دنبال مظنینی که در ذهنم بودند پرداختم و باز اندکی بعد از ذهنم پاک شدند

حل معادله چند مجهولی: از آنجایی که خودم یکی از دوستان ناباب هستم زبان درازی و از اینکار ها به اندازه ی مو های سرم انجام نموده ام نمی دانستم یقه ی لباس کدام یک از دوستان گرامی را بگیرم این شد که تصمیم گرفتم از این پست در راه امر پیدا کردن فرد مجرم یاری بگیرم 

قولِ نویسنده : از آنجایی که فرد نیکوکاری نیز هستم اگر شخص خودش را در زیر این پست معرفی کند سعی می کنم از مجازاتش کم کرده و آبرویش را جلوی در و همسایه نبرم !چشمک 

 

پ.ن1: به دلایلی در گیر عوض کردن نشانی خانه ی عزیزم (کاج برفی ) و نام کاربری ام بودم که تا حل نشدن این قضیه این تصمیم معلق خواهد ماند !

پ.ن2:همنشین شب های سیاه (ناشناس جان) شعر هایت ته کشیده که دیگر خبری از منِ مفلوک نمیگیری !

پ.ن3: شرمنده ام برای انتشار این پیام خصوصی! هرگز این اتفاق تکرار نخواهد شد. 

 

  • ۶۱

مترجمِ فارسی

  • ۲۲:۴۵

 

بعضی کلمات هستن که انگار معادله فارسی ندارن واسه نوشتن! مثلا میخوای بنویسی اسکیرین شات[درست نوشتم؟؟!!] هزاربار بالا و پایین می کنی که یه وقت خدایی ناکرده اشتباه ننویسی.

یا مثلا voice  هنوز که هنوزه من نمی دونم voiceو چطوری به فارسی بنویسم. معادله فارسی هم داره "صدا" نمی گم نداره ولی خب از اونجایی که همه درجریان هستیم voice با کلاس ترِ !

بعضی کلمات دیگه هم هستن که اگه به انگلیسی ننویسن نمی تونیم به فارسی تلفظ کُنیمِشون ! مثلا اگه به شمال کشور سفر کرده باشید هر چقدر به طرف مناطق روستایی و ییلاقی که پیش برید متوجه میشید که خودِ شمالی ها هم تو تلفظ این کلمات مشکل دارن مگر اینکه اهل همون روستا باشن:|

حالا مثلا گردشگر ها که از استان های دیگه میان یا باید واژه یابِ متصل به گوگل داشته باشه و یا اینکه مجبورن تابلوهای کج و ماوج بین راهیو به زور بخونن!والا!

با این اوصاف فکر کنم ما خودمون بیشتر از کشور های دیگه نیاز به فینگیلیش و یا به عبارت دیگه انگلیسی چنج کرده ی خارجی ها نیاز داریم !

پ.ن:شاید تاسف،شاید خنده!

 

وانمود

  • ۱۱:۵۴


 

نَدونستن بهترین کاریه که یه آدم برای فرار از سختی ها در نظر میگیره !

مثل من که وانمود میکنم نمی دونم چه مرگمه !

اما من بهتر از هر کس دیگه ای میدونم که داره توی مغز واموندم چی میگذره من بهتر از هر کس دیگه ای میدونم که دارم چه گندی میزنم به زندگی حال و آینده ام ....

 

به خودت بیا

  • ۱۲:۵۴

_بیا اینجا کارت دارم

+بله ؟

_ می دونم تو هرگز تا اینجای عمرت به نصیحت های کسی گوش نمیدی ولی خواهش میکنم این بار به حرفام گوش بده اگه بد گفتم بیا بزن تو گوش من . ببین منو ! سرتو بالا بیار. نگام کن یه روزی بود تو نوک قله بودی پدرومادرت به داشتن تو افتخار میکردن درسته روزگار پستی و بلندی داره و هیچکس تا ابد تو پستی و یا تو بلندی نمی مونه تو هم تا ابد تو اوج افتخار باقی نموندی . با سرعت هر چه تمام تر سقوط کردی بدجوم سقوط کردی ولی آدم که تا همیشه نمی تونه پایین کوه بشینه و منتظر باشه کوه جلوش سر خم کنه. بالاخره باید بلندشی اگه نجُنبی باختی.برای همیشه یه بازنده ای.بلند شو به خودت بیا . در عَجَبم چطوری یه شبه تمام اون فهم و شعورت از بین رفت. چطوری فعل خواستن در تو نابود شد ؟!ببین باید با خودت کار کنی باید فعل خواستنو در وجودت زنده کنی. نمیشه تا ابد پایین کوه بالباس های پاره منتظر یه کمک باشی که آیا میاد یا نه ؟!بلند شو رو پاهای خودت بایست.فرصت کمه کمتر از اونچه که فکرشو میکنی. بسه نشستن .خواهش میکنم این بار به حرفام گوش بده

#دلسوزی

  • ۴۸

گاهی وقتا عنوان پیدا کردن میشه یه دردسر بزرگ

  • ۲۰:۳۲

سلام

نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق !

یکم کارام از روالشون خارج شدن

نوشته های درهم برهمم تو تیکه کاغذای مختلف روی میز خود نمایی عجیبی می کنن

یه سریا روی برگه های امتحانی و شاید حتی یه سریا روی کاغذ های تبلیغاتی نوشته شدن

انواع و اقسام خودکارها روی میز پخش و پلا شدن

دفترچه هام هر کدوم یه طرف میزن

عطر ها و اسپری ها و لاک هارو که دیگه نگم

همه ی همه ی اینا به کنار

از خاکی که روشون گرفته شده اصلا نمیشه گذشت

همه ی اینا گفتم که بدونین واقعا درگیرم

درگیر یه سری روزمره ها که اصلا وقت اضافه ای بهم نمی دن تا ذهنم و نوشته هامو جمع و جور کنم

امروز تقریبا بعد از یک هفته اومدم و به بیان سر زدم و با کلی ستاره های روشن روبه رو شدم

خیلی دلم میخواد تمام مطالبتونو بخونم ولی واقعا الان ذهنم یاریم نمی کنه

یکم وقت میخوام تا بتونم به شرایط جدید عادت کنم

قول میدم تمام وقتمو بزارم تا بتونم مطالبتونو بخونم

باید ذهنمو جمع کنم

روحم خیلی خسته اس

خیلی دلم میخواست تو مسابقه رادیو وبلاکی ها شرکت کنم ولی واقعا نمی تونم  

دَم دمای اذانِ ...

یادتون نره دعام کنید که بدجوری محتاج دعاهاتونم ...

 یاعلی :)

  • ۷۴

بدون نشانی :)

  • ۰۰:۰۰

شاید اولش سخته باشه

بودن با کسی که هیچ علاقه ای بهش نداری

اما با گذشت زمان

شیرینی آرامش و با تمام وجودت حس می کنی !

+بوی بارون میزنه 

عطرت تو آغوش منه :)

۱ ۲ ۳ . . . ۲۴ ۲۵ ۲۶
برو دورِ دور
تا راهِ برگشتنو گم کنی
کوچه های بن بست
مسیرِ خاطرات مُردست
ببین که جمعه ــَست بینمون
کسی نموند جز آسمون
آسمون
بذار برات ببارمو
ببین چه فصلی دارمو
خاموش بکن ستارمو ...

#مهدی_یراحی
_________________________
عشق نویسنده ی ماهریه ...
__________________________

دلم برات تنگه
سرِ تو با دلم جنگه
بمونی پیشم
همونی میشم
که تو میگفتی
تو که نیستی
منَمو چشمای خیس
تو که نیستی
یعنی هیچ کسی نیست
جای خالیت تو خونه جا نمیشه
تو که نیستی
منمو خاطره هات
تو که نیستی
بمیرم واسه چشات
دیگه هیچ کی مثلِ تو پیدا نمیشه

#محمدرضا_گلزار
______________________________

* یه نکته * کپی برداری حرام و پیگرد الهی دارد




Designed By Erfan Powered by Bayan